اهمیت جایگاه بله یاخیر ؟! - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 14:25
وقتی میرم فلانجا انقدر که با نگهبان اونجا و کارمند معمولیش گرم سلام علیک دارم با رییس ومعاونش ندارم :)) در این حد که اقای "ا" و اقای " ر" رو ببینم که بالاترین مقامات اونجا هستن اصلابه روی خودم نمیارم :)) اره من خیلی بی ادبم !شاید دلیل این رفتار اینه که من هر وقت مشکل پیدا کردم یا سوالی پیش اومده واس...
عمومی -رفتارای عجیب - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 14:25
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
از دلایل کم پیدایی در برخی نقاط - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 15:22
چند ماهی هست نمیتونم راحت واسه یه سری دوستان کامنت بذارم , دوستانی مثل هوپ , دکتر خاکستری , ترانه بهار دختر بهمنی , دلژین (گاهی) , اشکافت و ... جریان هم اینه که وسیله ای که من باهاش وب دوستان رو میخونم , تغییر کرده , این تغییر باعث شده با وسیله ی جدید بعضی از وب ها فونت هاش خیلی خیلی خیلی ریز نشون د...
اولین وآخرین پر کشیدن پر کشیدن - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 15:22
اولین باری و آخرین باری که روحم پر کشید , وقتی بودکه تو اینستاگرام پیج هدی رستمی رو دیدم . این همه رهایی ,این همه تجربه ی تلخ و شیرین , این همه تجربه ی ترس , به نظرم بی نظیر و وسوسه انگیز بود . الان چیزی حدود یکی دوساله که پیج اینستاگرامم رو disable کردم وبه تبع صفحه ای هم دنبال نمی کنم . حالا امشب ...
حیف دستم بسته اس 24+ - تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 15:22
حیف اسلام دستم رو بسته وگرنه یکی از همین روزا که می دیدمش می پریدم نشگونش می گرفتم (دست چپش رو) و.... (هیچی همین نشگون کافیه!)بعد هم با سرعت نور فرار می کردم و از اون طرفا دیگه هیچ وقت آفتابی نمیشدم
تاریکی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
هنوز هم شب ها , خیابون ها برام ترسناکن ( وقتی تنهام)
یه تست خیلی کوتاه و جالب _ روانشناسی _ - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
کلیک پ.ن : الان که فکر می کنم می بینم تستش ایراد داره :)) دوستانی هم کامنت دادان تایید کردن :)) خودتون هم احتمالا متوجه ایرادش شدید :)) بعدا میام دقیق ایرادش رو میگم و این که فروید به اقتضای زمان خودش تست رو طرح کرده واسه همین خیلی قابل اتکا نیست و تو این دوره کاربردی نداره
دلتنگی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
یه دوره ای بود تو زندگیم بود که به تمام معنا نابود میشدم از شدت خستگی جسمی و فشار کارهام , برای یک دقیقه خواب دلم پر می کشید و آرزوم بود ....یه خستگی معمولی منظورم نیست یه مدل خیلی عجیب و غریب مد نظرمه . من که سخت خوابم میبره , اون دوران وقتی شب ها (شب که چه عرض کنم نصفه شب) سرم رو میذاشتم رو بالشت ...
تحلیل کارشناسانه (!) تست فروید - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
تو این پست یه لینک تست گذاشتم و قرار شد بعدا اشکالش(از نظر خودم) بگم . // اگر تمایل دارید ادامه پست رو بخونید قبلش پست مربوطه رو بخونید که متوجه قضیه بشید . // فروید بین سال های 1856_ 1939 زندگی می کرده , بدیهی که شرایط زندگی و امکانات اون زمان خیلی متفاوت بوده .شروع انجام این تست اینه که "فرض کنید ...
این داستان : هیس , ساکت ! - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
این داستان : هیس , ساکت ! در روز بارها پیش میاد تا مرز پرسیدن سوال از کسی میرسم ولی همون لحظه ی آخر سوالمو قورت میدم . طبیعتا هر کدوم از ما هر چقدرم از کنجکاوی به دور باشیم , بازم دوست داریم یه مسائلی رو در مورد اطرافیانمون بدونیم . ولی کی میدونه؟ شایه یه سوال از نظر خیلی ها عادی , یه نفر رو چقدر نا...
:)) - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
امشب یه نفر رو دیدم , قیافه اش خیلی شبیه شاگرد ِبابای فرهادبود (تو سریال شهرزاد) :))) از قضا شاگردام دی اف کار بود :)) + تاريخ دوشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۶ساعت 21 نويسنده x |
خودکُشی تدریجی :| - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
دیروز یه بسته بستنی شکلاتی یک لیتری خریدم , نشستم نصف بیشترش رو یک جا خوردم . یه ذره تهش گذاشتم دلیلش هم این بودکه بستنی رو به نیت پسر کوچولو خریده بودم و خب بااین حساب درست نبود تمامش روخودم بخورم :| اینجور وقت ها دقیقا حس خودکشی بهم دست میده , تدریجی مثلا !!! حالا درسته من تا حالا خودکشی نکردم ولی...
این داستان: هدیه ای برای خودم :)) - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
امروز برای خودم دو تا هدیه خریدم , یه دفترچه کوچیک زرد. ویه ظرف آب شیشه ای کوچیک که دور تا دورش پوشش کنفی داره :) +یه سوال : شما داخل دفترچه یادداشت هاتون چی می نویسید ؟!
من از همون اول هم خیلی صریح و زیرِ بارِ حرف زور نرو بودم :)) - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:04
1_ایکس بزرگ میگه از همون اول هم سوپ نمیخوردی , هر کاری می کردم فایده نداست ,به زور قاشق سوپ رو میذاشتم دهنت و تا قاشق خالی رو بیرون میاوردم سریع محتویات دهنت رو بازبونت خارج می کردی بیرون و هیچ جوره کوتاه نمیومدی قورتش بدی . هنوزم که هنوزه کاری که باب میلم نباشه و تحمیل محیطی باشه , ابدا نمی پذیرم ....
فانتزی - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:41
از فانتزی هام اینه که چیزی به اسم شب امتحان برام معنا و نداشته باشه . به عبارتی فانتزیم اینه که انقدر شب امتحانی نباشم . پ.ن : ترک عادت موجب مرض ِ؟ تمام عمرم شب امتحانی بودم و تمام طول سال استرس داشتم که مساله پیش بینی نشده ای پیش نیاد که درس خوندن شب و روز قبل از امتحانم بهم بخوره , برعکس هر چی مهم...
^_^ انچه گذشت - تاریخ: 1396/6/2 ساعت: 23:41
از اول تیر تا الان .... میشه گفت دو ماه پر بار و دوست داشتنی وشاید کمی متفاوت تربود دوست داشتنی بودن نه به معنای خوب بودن مطلق به معنای در لحظه زندگی کردن حتی تو لحظه های سخت . لحظه های سختی هم بود که .... ----- دو ماهی بود بادیدن جاهای جدید ,ادم های جدید ,اشنایی های جدید, تجربه های جدید و یادگیری م...
ِ-- - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 15:10
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
خوشحالی - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 15:10
خوشحالی یعنی داشتن یه همکلاسی مثل نگار .دارم فکر می کنم من و نگار چقدر شکل هم هستیم ؛ ریلکس و رها بودنش(خیلی کم دیدم بین هم سال هام ) ٬ بااحساس بودن در عین بی تفاوت بودنش ٬ لبخندهای مرموزش ٬ مدل شوخی هاش ٬ حتی تنبلیش در عین زرنگیش و تلاشش واسه پیدا کردن کوتاه ترین راه معقول ٬ عین خودمه و چقدر دیدنش ...
میخوام بگم : لا تجسسوا ! - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 15:10
شاید یه نفر بخواد سورپرایزتون کنه و به همین خاطر یکم رفتارش مشکوک باشه ! زیادی تجسس نکنید که کارای طرف مقابل رو به هم بزنید ! با کلی تلاش و نقشه تازه تونستم چرم ها رو بیارم تو خونه و جاسازی کنم ... موندم کارا رو چجوریانجام بدم وقتی مدام میاد ببینه دارم چی درست می کنم ؟
زلزله یا دزد؟ مساله این است - تاریخ: 1396/5/29 ساعت: 15:10
اوضاع اتاقم در حدیه که اگر همین لحظه بر فرض دزد بیاد کل وسایل رو زیر و رو کنه و بعدش بره و من وارد اتاق شم ,متوجه تغییرات حضور دزد, نمیشم .فهمیدید اوضاع چقدر وخیمه یابیشتر بگم؟!چرا تلاش من واسه تمیز کردنش چشمگیر نیست ؟!